رابطه بوق و فرهنگ اجتماعی چیست؟ این ابزارک اعصابخردکن! نوشته: عمادالدین معادلیان بوقها به نوعی زبان ماشینها هستند و همانند تمام موجودات متحرک برای ابراز وجود به این آپشن ابتدایی مجهزند، اما این وسیله ابتدایی در بین ما آدمیان بسته به نوع عادات شخصیتی و فرهنگی در گونههای متنوعی استفاده میشود. این تنوع در شیوه […]
بوقها به نوعی زبان ماشینها هستند و همانند تمام موجودات متحرک برای ابراز وجود به این آپشن ابتدایی مجهزند، اما این وسیله ابتدایی در بین ما آدمیان بسته به نوع عادات شخصیتی و فرهنگی در گونههای متنوعی استفاده میشود.
این تنوع در شیوه طراحی آنها نیز کاملا مشهود بوده و کارخانههای اتومبیل سازی بسته به نوع فرهنگی که مردمشان از این گجت سود میبرند نوع صدای آن را طراحی میکنند. بهطور مثال آنچه برای ما ایرانیها خیلی خیلی آشنا است و برایش نام مستعار بوق بنزی را از سالیان دور برگزیدهایم. این نوع از صدا، که خیلی زیر و بلند است ساخته دست آلمانهاست و از انواع آلمانی دیگر بوقهای هلا و مدلهای شمارهدار 10،11 هستند.
درست در همینجا این سوال پیش میآید که آیا آلمانها، انسانهایی با فرهنگ پایین هستند یا آنکه از آلودگی صوتی لذت میبرند؟ جواب مشخص است، خیر؛ پس علت را باید در جایی دیگر جست.
اصولا در کشور آلمان تا جاییکه ممکن باشد مردم بوق نمیزنند مگر آنکه خطری واقعی در کمین باشد و رانندگان با این کار کسی را از این خطر آگاه کنند و این دقیقا همان کاربردی است که بوق را بهخاطرش اختراع کردند. اما آهسته آهسته در دهههای 60 و 70 میلادی بوق وسیلهای شد برای رقابت صنعتی بین خودروسازان اروپایی و سر آمد همه آنها برند فیات ایتالیایی بود که انصافا بوقهای خوش صدایی میساخت.
اما در مدل آمریکایی داستان به گونهای دیگر است، صدای این ابزارک در کشور وسیع کابویها، بم و پرطنین به گوش میرسد. این استانداردی است که آمریکاییها دارند و چون در مواردی بهجز اخبار خطر هم از آن بهره میبرند سعی کردند آنرا خیلی گوش خراش نسازند اما اگر با ماشینهای امریکایی نسبتا قدیمی که در کشور خودمان هم مونتاژ و تولید میشد تجربه رانندگی داشته باشید متوجه محل استفاده بوق در این جنرال موتورزیها شدهاید. در تمام قسمت میانی غربیلک محلی نرم موجود است که با اشاره به هر کجای آن میتوان صدای جیغ مردانه این غولهای امریکایی را درآورد و همین نشان میدهد که از این وسیله در موارد دستوری مختلف استفاده میشده.
دراین میان ژاپنیها راهکاری میانهرو را برای خود برگزیدند و صدای بوق این چشم بادامیهای نه شبیه ناسزای اروپاییها بود ونه مثل آمریکاییها عربده میکشید، صدایی متعادل، کمی تیز و البته دقیقا اخباری و چنانچه از پشت صدای بوقشان را میشنیدید در آینه وسط خودروتان بیشک یا یک تویوتا کرونا میدیدید و یا یک داتسون 180 k.
القصه این داستان ها را گفتم تا برسم به امروزه روز که جمعیت ماشینها لاجرم روبه ازدیاد است و فرهنگ استفاده از وسیله لجدرآور هم فرق کرده و در کشورهایی که فرهنگ عمومی و اجتماعی بالاتری دارند و مرز آزادیشان تا آنجایی است که کمترین آزاری به دیگران نرسد، حقیقتا کمتر و کمتر صدای این وسیله پر صدا را میشنویم. البته جالب است بدانید هنوز اهالی شهرهایی مانند بمبئی در هندوستان هستند که از شنیدن صدای بوقهای گوش خراش و ممتد نه تنها ناراحت نمیشوند بلکه در آن ازدحام و خیابانها و معابر پرترافیک، پشت خودروهایشان نوشتهاند: «please horn» و خب ظاهرا که چه عرض کنم در باطن نیز از شنیدن صدای این ابزارک لذت میبرند. این هم نوعی دیگر از فرهنگ است، کاری نمیشود کرد.
شایستهتر است اگر مردم خونگرم کشور ما نیز با نگاهی دقیق و متمدنانهتر از بوق استفاده کنند و موارد زیر را در بهرهگیری از این ابزارک خودرویی مدنظر قرار دهند:
دیدگاه خود را بنویسید