یکی از مباحثی که طی سالهای اخیر همواره نقل محافل خودرویی کشور بوده و هست بدون شک بحث خصوصیسازی یا توسعه سرمایه خصوصی در زمینه تولید خودرو بوده است. این امر نکته ایست که از سالهای دور یکی از معضلات جدی در صنعت خودروی کشور به شمار می آمده است. به گونه ای که بسیاری از کارشناسان تنها راه برونرفت صنعت خودرو از معضلات و مشکلات مختلف و جبران عقب ماندگی از بازار جهانی را فعالیت هرچه بیشتر بخش خصوصی در این عرصه می دانستند.
به گزارش پایگاه خبری جوان خودرو؛
این مباحث با جدیتر شدن امکان واگذاری دو خودروساز بزرگ کشور یعنی ایران خودرو و سایپا به بخش خصوصی، قوتی بیش از پیش گرفت. همین امر بود که باعث شد بسیاری از شرکتها و مؤسسات خصوصی بزرگ با سرمایه های هنگفت، سودای ورود به صنعت محبوب و استراتژیک خودرو را در سر بپرورانند. گاهی صحبت از ورود هلدینگهای بزرگ بازرگانی به صنعت خودرو میشد، گاهی برندهای بزرگ صنایع پروتئینی طمع بازار خودرو را می کردند و گاهی هم فعالان عرصه آرد و نان و ماکارونی به فکر تولید خودرو می افتادند.
در این بین برخی هلدینگ های بزرگ نیز توانستند نقشهای کوچک یا گه گاه بسیار بزرگ و تأثیرگذار در این صنعت برای خود دست و پا کنند. البته فرایند واگذاری ایران خودرو با کشمکش فراوان و اما و اگرهای زیاد بالأخره انجام شد و باید منتظر بود تا طی سالهای آینده نتیجه واقعی آن را دید. اما با توجه به اینکه همچنان بحث واگذاری دیگر خودروساز کشور به بخش خصوصی شنیده میشود، باید دید آیا واقعاً به صِرف داشتن سرمایه یا موفقیت در صنایع دیگر و حتی صنایع مرتبط با خودرو میتوان یک مجموعه را شایسته تملک یکی از بزرگترین خودروسازان کشور دانست؟
بدون شک صنعت خودرو یکی از پیچیده ترین صنایع در تمام جهان است. صنعتی که بر لبه تکنولوژی حرکت می کند، هر لحظه در حال پوست اندازی کامل است، مستقیم با مصرف کننده عام در ارتباط است و بخصوص در سال های اخیر با هجوم رقبای جدید مواجه شده است. پر واضح است که معضلات صنعت خودرو در بازار جهانی تفاوتهای فاحشی با معضلات خودروسازان داخلی دارد، اما در عین حال کلیات این صنعت در تمام دنیا یکسان است.
برخی مدعیان ورود به خودرو سازی بر این باورند که چون در زمینه تأمین قطعات خودرو فعال بوده و بعضاً موفق عمل کرده اند این میتواند سندی بر موفقیت آنها در زمینه تولید خودرو نیز باشد. حال آنکه باید بدانیم در صنعت خودرو مانند هر صنعت پیچیده دیگری، نیاز به یک زنجیره تأمین پیچیده وجود دارد. زنجیرهای متشکل از چندین تأمین کننده توانمند مختلف تا نه تنها قدرت چانه زنی کافی در اختیار خودروساز باشد بلکه بتواند در هر لحظه به هر دلیل از یک تأمین کننده به تأمین کننده دیگر تغییر موضع دهد و استراتژیهای خاص خود را اعمال کند.
ریسک تولید تکمنبعی
این درحالی است که حضور پررنگ قطعه سازان در بین سهامدارن و هیئت مدیره خودروسازان باعث سوق دادن خودروساز به سمت فعالیت به شکل تک منبع شده و به نوعی میتواند به پاشنه آشیل خودروساز بدل شود. این امر در بین تمام خودروسازان بزرگ دنیا به وضوح دیده میشود که به هیچ عنوان به صورت تک منبع در زمینه هیچ قطعه ای فعالیت نمی کنند. حتی بعد از بروز برخی مشکلات در زمینه تأمین قطعات از چین بخصوص بعد از همه گیری کرونا، امروزه دنیای خودرو در تلاش است تأمین کنندگانی غیر چینی هم در زمینه های مختلف برای خود درنظر بگیرد. به همین دلیل فعالیت یک خودروساز به صورت تک منبع یک اشتباه استراتژیک مهم است و حضور یک تأمین کننده به عنوان سهامدار اصلی میتواند این ریسک را افزایش دهد.
از سوی دیگر سرمایه گذارانی که مطلقاً هیچگونه تجربه و پیشینهای در زمینه خودرو ندارند نیز به صِرف داشتن سرمایه سنگین، گزینه مناسبی برای به دست گرفتن کنترل خودروسازان بزرگ و با سابقه کشور نیستند. زیرا غیر از اینکه صنعت خودرو بالذات پیچیده و خاص است، این صنعت در کشور ما باپیچیدگی ها و معضلاتی ویژه مواجه است که در هیچ کتابی نوشته نشده و در هیچ کالج و دانشگاهی تدریس نمی شود. لذا موفقیت در عرصه بازرگانی، صنعت غذا، صنعت دارو و حتی صنایع نظامی هیچ تضمینی مبنی بر موفقیت در صنعت خودرو نیست. درواقع صنعت خودرو ورای تأمین سرمایه، قطعه، تکنولوژی و تولید خودرو دو بخش بسیار کلیدی و مهم دارد. بخش تحقیق و توسعه(R&D)و بخش خدمات پس از فروش در صنعت خودرو با هر صنعت دیگری تفاوتهای بنیادین داشته و نیاز به تجربه و تخصیص عمیق در این زمینه ها دارد.
نه انحصار نه واگذاری بیقاعده
اما این به آن معنا نیست که هیچکس حق ورود به این صنعت را ندارد که همانا انحصار و انحصار طلبی بلای جان هر صنعتی بوده، هست و خواهدبود. از همین روی پیشنهاد میشود که سازمانهای ذیربط بجای تحویل دادن لقمه های سنگین و بزرگ به بخش خصوصی، شرایطی را فراهم آورند که سرمایه های این بخش به صورت مستقل در زمینه تولید خودرو فعال شوند و پس از کسب تجربه و تبحر کافی آنگاه قصد سهامداری عمده در بزرگترین خودروسازان کشور را در سر بپرورانند. مخلص کلام اینکه هم قطعه ساز میتواند خودروساز شود و هم تولیدکننده ماکارونی میتواند سرمایه خود را به این صنعت جذاب سرازیر کند اما تملک بزرگترین خودروسازان کشور نیاز به تجربه و پیشینه ای جدی در زمینه تولید و عرضه خودرو و نیز توسعه محصول دارد.
انتهای پیام/
دیدگاه خود را بنویسید