اگر پس از چند هزار کیلومتر متوجه شدهاید آج لاستیکهای جلو کمتر از عقب شده، لزوماً با یک خرابی روبهرو نیستید. در بسیاری از خودروها، بهخصوص مدلهای دیفرانسیل جلو، تایرهای محور جلو همزمان وظیفه تحمل بخشی از وزن خودرو، فرمانگیری، تحمل نیروهای ترمز و انتقال نیروی موتور را بر عهده دارند.
به گزارش پایگاه خبری جوان خودرو؛
چهار لاستیک خودرو ظاهراً شرایط یکسانی دارند؛ همگی روی یک خودرو نصب شدهاند، مسافت یکسانی طی میکنند و روی یک جاده حرکت میکنند. با این حال، فشار کاری واردشده به هر چهار تایر الزاماً برابر نیست. محور جلو در بسیاری از خودروهای سواری کارهای بیشتری انجام میدهد و همین موضوع یکی از دلایل اصلی سریعتر تمامشدن آج لاستیکهای جلوست. منابع فنی نگهداری تایر نیز تأکید میکنند که موقعیت تایر روی خودرو بر سرعت سایش آن اثر میگذارد و تایرهای جلو معمولاً به دلیل نیروهای فرمان، ترمز و پیچیدن تحت فشار بیشتری قرار دارند.
مهمترین تفاوت تایر جلو با عقب، فرمانگیری است. هر بار که راننده فرمان را میچرخاند، تایرهای جلو باید جهت حرکت خودرو را تغییر دهند. در پیچ، پارککردن، دورزدن و حتا اصلاحهای کوچک فرمان در مسیر مستقیم، آج تایر نسبت به سطح آسفالت نیروهای جانبی بیشتری تحمل میکند. این نیروها بهمرور بخشی از لاستیک را میسایند. به همین دلیل رانندگی شهری با دورزدنهای متعدد، پارکهای مکرر و پیچهای زیاد میتواند اختلاف سایش محور جلو و عقب را بیشتر کند. منابع فنی، نیروهای فرمان و پیچیدن را از عوامل اصلی سایش بیشتر تایرهای جلو معرفی میکنند.
این وضعیت زمانی شدیدتر میشود که راننده در حالت توقف کامل فرمان را بچرخاند. در این حالت تایر روی زمین نمیغلتد، بلکه بخشهایی از سطح آن روی آسفالت ساییده میشوند. تکرار این رفتار بهخصوص روی آسفالت زبر، فشار بیشتری به آج وارد میکند.
در زمان کاهش سرعت، محور جلو نقش مهمی در ترمزگیری دارد. هنگام ترمز، وزن خودرو به سمت جلو منتقل میشود و تایرهای جلو باید نیروی بیشتری میان خودرو و سطح جاده منتقل کنند. به همین دلیل ترمزگیریهای شدید و مکرر میتوانند سرعت سایش تایر را افزایش دهند. منابع تخصصی تایر نیز رانندگی همراه با ترمزهای شدید را از عواملی میدانند که عمر آج را کاهش میدهد.
این موضوع در رانندگی شهری اهمیت بیشتری پیدا میکند. خودرویی که دائماً میان سرعتگرفتن و توقف در ترافیک حرکت میکند، فشار متفاوتی نسبت به خودرویی دارد که بیشتر مسافت خود را با سرعت ثابت در بزرگراه طی میکند. بنابراین حتا دو خودروی کاملاً مشابه با لاستیکهای یکسان ممکن است عمر آج متفاوتی داشته باشند.
اگر خودرو دیفرانسیل جلو باشد، تایرهای جلو علاوه بر فرمانگیری و تحمل بخش مهمی از نیروهای ترمز، باید نیروی موتور را نیز به سطح جاده منتقل کنند. هنگام شتابگیری، گشتاور موتور از همین دو چرخ به آسفالت منتقل میشود و این مسئله سایش آنها را بیشتر میکند. منابع فنی صراحتاً اشاره میکنند که در خودروهای دیفرانسیل جلو، تایرهای جلو همزمان وظایف رانش، فرمان و بخش مهمی از ترمزگیری را انجام میدهند و به همین دلیل معمولاً زودتر از عقب فرسوده میشوند.
شتابگیریهای تند نیز این اختلاف را بیشتر میکنند. هرچه گشتاور بیشتری به چرخ محرک وارد شود، احتمال لغزش بسیار جزئی آج روی آسفالت افزایش پیدا میکند. شاید راننده این لغزش را احساس نکند، اما تکرار آن در هزاران کیلومتر میتواند عمر لاستیک محور محرک را کاهش دهد.
این قاعده البته برای همه خودروها یکسان نیست. در خودروهای دیفرانسیل عقب، وظیفه انتقال نیروی موتور بر عهده تایرهای عقب است و به همین دلیل اختلاف سایش میان دو محور میتواند متعادلتر شود. در خودروهای چهارچرخ محرک نیز نحوه تقسیم گشتاور، طراحی سیستم انتقال قدرت و شرایط رانندگی بر میزان سایش هر محور اثر میگذارد.
اینکه لاستیکهای جلو ممکن است سریعتر فرسوده شوند نباید بهانهای برای نادیدهگرفتن هر نوع سایش باشد. اگر اختلاف میان جلو و عقب بسیار زیاد است یا یک قسمت مشخص از لاستیک جلو زودتر تمام میشود، باید دنبال ایراد فنی گشت.
نوع سایش میتواند سرنخ مهمی بدهد. اگر فقط لبه داخلی یا خارجی یک تایر بهشدت ساییده شده باشد، تنظیم نبودن زوایای چرخ یکی از مظنونهای اصلی است. اگر هر دو شانه تایر بیشتر از قسمت مرکزی خورده شده باشند، فشار باد کم میتواند عامل باشد. در مقابل، سایش بیش از اندازه وسط آج میتواند با باد بیش از حد مرتبط باشد. سایش موجدار یا پلهای نیز ممکن است با بالانس چرخ یا مشکلات سیستم تعلیق ارتباط داشته باشد.
بنابراین جمله «لاستیک جلو همیشه زودتر تمام میشود» نباید باعث شود راننده یک لاستیک کجخورده را طبیعی فرض کند.
اگر زاویه Toe ،Camber یا دیگر پارامترهای هندسی چرخها از محدوده تعیینشده خارج شوند، تایر دیگر کاملاً در مسیر صحیح روی سطح جاده نمیغلتد. ممکن است بخشی از آج در هر دور چرخش کمی روی آسفالت کشیده شود و همین اصطکاک کوچک در طول هزاران کیلومتر به سایش قابل توجه تبدیل شود.
برخورد شدید با چاله، جدول یا دستانداز میتواند تنظیم هندسی چرخها را به هم بزند. یکی از نشانهها ممکن است کشیدن خودرو به یک سمت، کجبودن فرمان هنگام حرکت مستقیم یا خوردهشدن یک لبه لاستیک باشد. منابع فنی نیز تنظیم نامناسب هندسه فرمان و تعلیق را از عوامل مهم کاهش عمر تایر معرفی میکنند.
اگر یکی از لاستیکهای جلو بسیار بیشتر از تایر مقابل ساییده شده است، دیگر نمیتوان مسئله را فقط به «جلو بودن» آن نسبت داد. در این حالت باید میزان فرمان، سیستم تعلیق و فشار باد بررسی شوند.
یکی دیگر از عوامل مهم، فشار باد است. لاستیکی که باد کمتری از مقدار توصیهشده دارد بیشتر تغییر شکل میدهد و بخشهای شانه آن فشار و لغزش بیشتری تحمل میکنند. این وضعیت علاوه بر افزایش سایش، گرمای بیشتری داخل تایر ایجاد میکند. از سوی دیگر، باد بیش از حد نیز میتواند شکل سطح تماس را تغییر دهد و سایش قسمت مرکزی آج را بیشتر کند.
مقدار صحیح باد همان عددی است که سازنده خودرو برای شرایط بار مشخص کرده است، نه عدد حداکثر درجشده روی دیواره لاستیک. همچنین فشار باید در حالت سرد بررسی شود، زیرا حرکت خودرو و گرمشدن تایر عدد فشار را افزایش میدهد.
یکی از دلایل اصلی توصیه به جابهجایی یا Rotation لاستیکها همین اختلاف وظیفه میان موقعیتهای مختلف خودروست. وقتی تایر جلو پس از مدتی به عقب منتقل شود و تایر عقب جای آن را بگیرد، فشار کاری در طول عمر مجموعه توزیع میشود و چهار تایر با سرعت نزدیکتری فرسوده میشوند. دفترچههای نگهداری خودرو و راهنماهای فنی نیز Rotation را برای یکنواختکردن سایش و افزایش عمر مجموعه توصیه میکنند.
فاصله زمانی جابهجایی برای همه خودروها یکسان نیست و باید برنامه سازنده خودرو ملاک قرار گیرد. در برخی راهنماهای عمومی حدود ۸ هزار کیلومتر پیشنهاد میشود، اما خودروهای چهارچرخ محرک، لاستیکهای جهتدار یا خودروهایی که سایز تایر جلو و عقب متفاوت است میتوانند الگوی کاملاً دیگری داشته باشند. بعضی خودروها حتا اجازه جابهجایی جلو و عقب را نمیدهند. به همین دلیل جابهجایی چهار لاستیک بدون توجه به نوع تایر و دستورالعمل خودرو کار درستی نیست.
حتا اگر باد، میزان فرمان و جلوبندی کاملاً سالم باشند، راننده میتواند سرعت سایش را تغییر دهد. شتابگیری ناگهانی، ترمز شدید، ورود سریع به پیچ و چرخاندن تند فرمان نیروهای بیشتری به سطح تایر وارد میکنند و عمر آج را کاهش میدهند. رانندگی نرمتر با شتاب و ترمز تدریجی و عبور آرامتر از پیچها، سایش را کاهش میدهد.
کیفیت سطح جاده نیز بیتأثیر نیست. آسفالت زبر و جادههای خراب در کنار رانندگی تهاجمی میتوانند سرعت فرسایش تایر را بیشتر کنند. بنابراین مقایسه عمر لاستیک دو خودرو فقط بر اساس کیلومتر پیمایش همیشه دقیق نیست.
اگر هر دو لاستیک جلو بهصورت یکنواخت کمی سریعتر از عقب ساییده شدهاند، بهخصوص در یک خودروی دیفرانسیل جلو، این وضعیت میتواند ناشی از ماهیت کار محور جلو باشد، اما اگر اختلاف بسیار زیاد است، یک لاستیک بیشتر از دیگری خورده شده، یک لبه آج صاف شده، سایش حالت موجدار دارد یا خودرو همزمان به یک طرف میکشد، باید مسئله بررسی شود.
در چنین شرایطی تعویض لاستیک بدون پیدا کردن علت فقط هزینه را عقب میاندازد. اگر مشکل از میزان فرمان، فشار باد یا سیستم تعلیق باشد، تایر جدید نیز همان الگوی فرسایش را تکرار خواهد کرد.
پس پاسخ به این پرسش که «چرا لاستیک جلو زودتر تمام میشود؟» در بسیاری از خودروها ساده است، چون چرخ جلو کار بیشتری انجام میدهد. فرمان میدهد، بخش بزرگی از فشار ترمز را تحمل میکند و در خودروهای دیفرانسیل جلو نیروی موتور را نیز به زمین میرساند، اما وقتی این اختلاف از حد معمول فراتر میرود، دیگر نباید آن را طبیعی دانست؛ لاستیک در بسیاری از مواقع پیش از آنکه قطعه معیوب صدا بدهد، با شکل سایش خود خبر میدهد که جایی از تنظیم خودرو درست نیست.
انتهای پیام/
دیدگاه خود را بنویسید