از یک زمانی به بعد، پیکاپها به سلاح اصلی بسیاری از خودروسازها تبدیل شدند. دقیقا از همان زمانی که کاربرد آنها از جا به جایی بار فراتر رفت! از آن زمان به بعد، پیکاپها صرفا یک وانت با ارتفاع بیشتر نسبت به وانتهای عادی نیستند. بلکه قوای محرکه آنها قدرتمند شده و از لحاظ آپشن نیز - در برخی موارد - پا به پای خودروهای لوکس حرفهای بسیاری برای گفتن دارند.
به گزارش پایگاه خبری جوان خودرو، به نقل از مجله تخت گاز ؛
اکنون باید کمی به عقبتر برگردیم؛ اصلا منظور ما از سلاح خطاب کردن پیکاپهای امروزی چه بود؟ بگذارید در همین ابتدا، یک مثال ساده بزنیم. در بازار کشور ما، با وجود اینکه به دلیل خیلی از مسائل ورود پیکاپهای قدرتمند و ساخت برندهای معتبر ممکن نیست، اما در بازار پیکاپهای مونتاژی چینیها میکوشند تا سهم خوبی را از این بازار کسب کنند. کافی است که کمی جست و جو کنید و مشخصات فنی و لیست تجهیزات آنها را مورد بررسی قرار دهید. به هیچ وجه نمیتوان آنها را با کراساوورهای هم قیمتشان مقایسه کرد. از هر لحاظ، پیکاپها یک سر و گردن بالاتر قرار میگیرند. افرادی که پیکاپ میخرند، انتظار دارند که چیزی شبیه به چاقوی سوییسی همواره در دستشان باشد تا همواره برای هر نوع مسیری آماده باشند. حالا ما پا را فراتر گذاشته و بازار جهانی را درنظر میگیریم. اکنون علاوه بر چینیها طیف گستردهای از خودروسازان مطرح آسیایی، اروپایی و آمریکایی به لیست ما اضافه شده و قدرت انتخاب ما بیشتر میشود. به تبعیت از این قضیه، خودروسازان در بازار جهانی نیز باید بکوشند تا پیکاپ بهتری تولید کرده و سهم خود را از بازار پیکاپها افزایش دهند.
البته ما در این فصل از تخت گاز، کاری به پیکاپهای آسیایی و اروپایی نداریم. چرا که آخر کار با آنها حمل مسلسل در موگادیشو یا کود حیوانی در دهاتهای بریتانیا است! بلکه هدف ما در این گزارش، پرداختن به سه غول عظیم الجثه آمریکایی است که هر کدام به نوبه خودشان، حرفهای زیادی برای گفتن دارد. جا دارد در همین ابتدا خاطرنشان کنیم که پیکاپهای مورد بحث در این گزارش، به صورت موقت راهی ایران شده و مدتی را مهمان ما بودند.
اصلا مهم نیست که زیر کاپوت پیکاپهای مورد بحث ما در این فصل از تخت گاز، چه پیشرانههایی قرار گرفته است. چرا که این پیکاپها به نوعی طراحی شده تا حس قدرت و صلابت را به بیننده القا کنند. کافی است تا به طراحی عضلانی کاپوت و ورودی هوای بزرگ کار شده در نمای جلو دقت کنید؛ لامصب ها انگار روزی دو وعده وانت سبک – که نمیخواهیم اسمش را ببریم – نوش جان میکنند! تفاوتی ندارد که پیکاپ مورد بحث در این گزارش، فورد F150، رم TRX یا حتی شوی سیلورادو ZR2 باشد. این شاخصهای است که در تمام پیکاپهای آمریکایی دیده میشود.
در مورد طراحی کابین این پیکاپها باید گفت که در عین حفظ سنتها، طراحان فورد و رم به مدرنیته روی آورده و کابینهایی خلق کرده که دست کمی از کابین خودروهای لوکس ندارند. کیفیت ادوات به کار رفته در کابین پیکاپهای مورد بحث ما نیز حرف های بسیاری برای گفتن داشته و میتوانند در دراز مدت نیز کیفیت خود را حفظ کنند. حقیقتا، سعی شد تا این گزارش به دور از هر گونه جانب داری از فورد یا رم تهیه شود. اما مگر میشود که عاشق ماشین باشید و نخواهید که پشت رول فورد F150 بنشینید و غربیلکش را که لوگوی بیضی شکل و آبی رنگ با اصالت را در خودش جای داده، در دستانتان بگیرید. البته از حق نگذریم، طراحی کابین و استایل رم 1500 TRX نیز به گونهای است که میتواند هر کسی را وسوسه کند!

فکر کنید که امروزه و در بازار پیکاپهای مونتاژی، جدال بر سر 180 تا 250 اسب بخار قدرت است. حالا به یک باره تمام محدودیتها لغو و پیکاپهای قلدری چون فورد F150 و رم TRX 1500 وارد بازار کشور شوند. آن موقع اصلا حرف از پیکاپ با قدرت زیر 500 اسب بخار شوخی خواهد بود. زیر کاپوت رم TRX 1500 یک پیشرانه حجیم هشت سیلندر و 6.2 لیتری قرار گرفته و به لطف سوپرشارژر، توانایی تولید 702 اسب بخار قدرت و 881 نیوتن متر گشتاور را دارد. دقت کنید؛ 881 نیوتن متر گشتاور آن هم در 4800 دور در دقیقه! این در حالی است که دیگر هیولای ما یعنی پیکاپ فورد اف 150 رپتور مجهز به پیشرانه هشت سیلندر پنج لیتری است. شایان ذکر است که این پیشرانه توانایی تولید 395 اسب بخار قدرت را دارد.
تمشک طلایی نا هم می رسد به اف 150 قرمز رنگ! چرا که پیشرانه آن از نوع شش سیلندر 3.3 لیتری بوده و تنها توانایی تولید 290 ا سب بخار قدرت را دارد و از این حیث نسبت به برادر و رقیب هموطنش در جایگاه پائینتری قرار میگیرد.
عکس: پژمان ترابکی
دیدگاه خود را بنویسید