سفر به سال 1327 علاقهمندان خودروهای کلاسیک، متاسفانه با خودروهای دهه 40 میلادی آشنایی کمتری نسبت به دیگر دههها دارند. شاید دلیلش این باشد که در رسانهها کمتر به این خودروها پرداخته شده و یا کمتر خودرویی از آن دوران در کشور باقی مانده است. اما در این شماره قصد داریم با نگاهی به شورولت […]
علاقهمندان خودروهای کلاسیک، متاسفانه با خودروهای دهه 40 میلادی آشنایی کمتری نسبت به دیگر دههها دارند. شاید دلیلش این باشد که در رسانهها کمتر به این خودروها پرداخته شده و یا کمتر خودرویی از آن دوران در کشور باقی مانده است. اما در این شماره قصد داریم با نگاهی به شورولت Stylemaster 1948، دین خودرو را به پیرمردهای دهه 40 صنعت خودرو ادا کنیم. در مورد خودروهای ساخته شده در این دهه، نظرات مختلفی وجود دارد که سعی میکنیم در سطرهای زیر اشارهای به این عقاید کنیم و سپس به سراغ میهمان 67 ساله این ماه خواهیم رفت.
بسیاری از صاحبنظران حوزه کلاسیک عقیده دارند، طلاییترین دوران طراحی خودروها به 2 دهه 30 و 50 میلادی باز میگردد. همچنین منتقدین از 2 دهه 40 و 80 میلادی به عنوان دورانی یاد میکنند که طرحهای بلند پروازانه و دلربا به حداقل رسیدند. اما این نظریه خود منتقدینی دیگر دارد! دسته دوم عقیده دارند دوران دهه 40 و 80 میلادی همچون دوران آموزش و تحقیق برای علوم طراحی سپری شده و ثمره آنرا میتوان در سالهای دو دهه 50 و 90 میلادی جستوجو کرد. در واقع منتقدین نظریه اول مدعی هستند دوران دهه 40 و 80، دورانی است که طراحان از خطوط سنتی عبور کردند و در حال رسیدن به مرزهای مدرنیته در طراحی بودند. اما 2 نکته مهم برای قضاوت در مورد دهههای 40 و 80 را نباید فراموش کرد. در مورد دهه 80 بحث مشکلات اقتصادی جهان و افزایش بهای سوخت تغییرات فراوانی در صنعت خودروسازی جهان ایجاد کرد. اما بحث در مورد دهه 40 کمی گستردهتر است.
در سالهای دهه 40 که تقریبا بیشتر کشورهای صاحب صنعت خودروسازی درگیر جنگجهانی دوم بودند، به دلیل شرایط خاص آن دوران، جنگ بر همه چیز اولویت داشت و به همین دلیل خودروهای خاص کمتر در این سالها ظهور کردند. در حالیکه یک دهه قبل طراحان با فراغ بال و آزادانه اقدام به طراحی خودروهای ماندگاری همچون سری K مرسدسبنز، دویسنبرگ، کادیلاک V12 فیتون، بوگاتی تیپ 57 آتلانتیک کردند. قوسها و طرحهای زیبای آن دوران هنوز هم شکوه و جلوهای زیبا دارد و الهامبخش بسیاری از خودروها هستند. در دوران دهه 40 اما، آن خلاقیتها کمرنگ شد زیرا شرایط اقتصادی حاکم بر خودروسازان اجازه بلندپروازی به آنها را نمیداد. البته به عقیده نگارنده در مورد خودروهای دهه 40 باید با توجه به شرایط آن روزگار جهان قضاوت کنیم و چاشنی انصاف را در قضاوتمان بگنجانیم.
شورولت استایل مستر سفیری از دهه 40 میلادی است. سفیری که به لطف زحمات و هزینههای مالکیناش، 67 سال است که چرخهایش با چرخ روزگار چرخیدهاند تا امروز با دیدنش و جود بیاید. پیشینه استایل مستر به سال 1941 باز میگردد. در سال 1940 ، شورولت مدل دولوکس را طراحی کرد. این خودرو با استفاده از پلتفرم A Bady جنرال موتورز ساخته شد. این پلتفرم توسط دیگر برندهای زیر مجموعه جنرالموتورز با تغییرات و گسترش در بخشهای مختلف از جمله پیشرانه حتی در سالهای بعد توسط پونتیاک در مدل Chieftline و یا اُلدزمبیل Dynamic 66 نیز بهکارگرفته شد. شورولت دولوکس در 2 نسل مختلف تا سال 1952 به تولید رسید اما در سال 1946، شورولت با اقتباس از مدل دولوکس 2 خودرو به نامهایStylemaster و Fleetmaster را به بازار معرفی کرد. این 2 خودرو دارای پلتفرم مشترک بودند و از نظر فنی تفاوتی با یکدیگر نداشتند. اما بهطور مثال مدل استایل مستر فقط در 2 تیپ سدان و کوپه ساخت شد اما مدل فلیت مستر به جز مدلهای کوپه و سدان، مدلهای استیشن واگن و کانورتیبل را هم در لیست سفارشات داشت. هر 2 خودرو تا سال 1948 تولید شدند و بعد از توقف تولید، در سال 1949 مدل دولوکس با استفاده از گسترش پلتفرم آنها وارد بازار شد.
استایل مستر پیش روی ما جلوپنجره کرومی گستردهای دارد که زیر نور خورشید میدرخشد. با آن چشمان (چراغها) جدی و باز، شبیه به پیرمردهای مغروری است که هنوز هم «شق و رق» راه میروند. در واقع استفاده از جلوپنجره کرومی با حجم زیاد یکی از مشخصههای خودروها در آن سالهاست که حتی در دهه 50 و 60 هم از المانهای مهم طراحی خودروها بهخصوص در آمریکا بهشمار میرفت. با نگاهی به نمای بیرونی این خودرو، روند تغییرات حجمپردازی بدنه در دوران مختلف کاملا به چشم میآید. اگر دقت کنید در دهه 30 بدنه خودروها طوری طراحی میشد که قطعات بدنه بهصورت یک بخش مستقل به نظر میرسیدند. اما رفتهرفته حجمهای گلگیرها به سمت ادغام و هم سطح شدن با در محفظه موتور پیش رفتند. به همین دلیل در دهه 50 کمی از تورم خودروها کاسته شد و در سالهای دهه 60 تقریبا هم سطحی کلی بین اجزاء بدنه به وجود آمد.
استایل مستر مورد نظر سرگذشت جالبی دارد که شنیدناش خالی از لطف نیست. سرگذشتی که با توجه به مدارک موجود کاملا مستند است. این خودرو طبق مدارک گمرک به سفارش روزنامه اطلاعات، در سال 1326 خریداری و به گمرک بندرعباس وارد میشود. اما به دلیل شرایط بد اقتصادی آن دوران روزنامه اطلاعات توانایی ترخیص آنرا نداشته و به همین دلیل اداره گمرک پس از چندی استایل مستر را در مزایدهای به قیمت 18 هزار ریال به فروش میرسد و خریدار اولش یک راننده از تهران استخدام میکند تا بعد از خرید خودرو آنرا به یکی از شهرهای جنوبی ایران برساند. به این ترتیب این خودرو سالهای سال در تملک مالک اول باقی میماند و بهطور واقعی فقط حدود 13 هزار مایل حرکت کرده است.
در نمای روبهروی استایل مستر، 3 بخش کلی وجود دارد. در متورم محفظه موتور، گلگیرها، سپر و جلوپنجره. در واقع طراحی بدنه ساده انجام شده و به همین دلیل به راحتی با آن ارتباط برقرار میکنید. به دلیل این که خودرو هیچ تصادفی را تجربه نکرده و قطعات بدنه همان قطعات اصلی مونتاز شده هستند، خطوط و فواصل بین آنها دقیق و منظم بهنظر میرسد و از این رو چهره خودرو بسیار چشمنواز است. رنگ مشکی بدنه نیز در درخشان جلو دادن قطعات کرومی آن نقش بسزایی دارد. خطوط ایستاده جلو پنجره در مدل 1948 بهکارگرفته شدند.
از نمای کناری بیش از هر چیز نوستالژی لاستیکهای دور سفید است دیده میشود. لاستیکهای ساخت Fireston که با قالپاقهای شورولت در وسط تزئین شدهاند، انگار تازه از خیابان لالهزار عبور کردهاند و تنشان با سنگفرش آن خیابان آشناست. روی در محفظه موتور و نزدیک به شیشه جلو، یک هود یا هواکش قرار دارد که با باز کردن دریچههای هوای کابین از داخل خودرو، هوا از طریق آن به داخل کابین راه مییافته تا مسافران نفسی تازه کنند.
شیشه جلو توسط یک ستون عمودی از وسط به 2 بخش تقسیم میشود و درست به دلیل همین زاویه، در زیر نور مایل آفتاب، یکی از آنها کاملا میدرخشد و دیگری تیره به نظر میرسد. برف پاککنها نیز روی 2 ستون کرومی ایستادهاند و از پایین به سمت بالا و طرفین حرکت میکنند. در 2 طرف بدنه و درست زیر ستون A، 2 نوشته Stylemaster نصب شده و از زیر همین ستونها یک نوار کرومی زیبا دورتادور بدنه را پوشش داده است. تناسب این نوار کرومی با قطعات کرومی زیر گلگیرها و رکابهای جانبی یک هارمونی زیبا خلق کرده است که در زمینه تیره بدنه دقت نظر بیننده را به خود جلب میکند. در نمای عقب کمال سادگی دیده میشود. 2 چراغ کوچک قرمزرنگ و یک دستگیره بزرگ که با چرخاندن آن در محفظه بار باز میشود، همه آن چیزی است که در نمای عقب خودرو وجود دارد. آنچه که بیش از هر موردی در خصوص نمای بیرونی آن به چشم میخورد، یکدست بودن بدنه و قطعات سالم آن است که نمای کلی خودرو را بدون اشکال و تمام و کمال به بیننده نشان میدهد. در واقع فقط 4 گلگیر از بدنه رنگ شدهاند و درها، سقف و درهای محفظه موتور و صندوق کماکان همان رنگ اولیه را بر تن دارند. درون کابین خودرو همچون یک اتاق بزرگ است که انگار یک دست مبل دیگر نیاز دارد تا تکمیل شود! تودوزی خودرو دست نخورده باقی مانده و هنوز هم کاملا سالم است. بگذارید اول در مورد فضای عقب کابین صحبت کنیم. برای سوار و پیاده شدن به خودرو تقریبا کمترین حرکت فیزیکی را نیاز دارید زیرا سقف خودرو بلند است و ارتفاعاش از سطح زمین به اندازه بسیاری از کراساوورهای امروزی است. در مورد فضای زانوها و سر نیز اصلا نباید فکر کنید زیرا احتمالا با قدی به اندازه 2 متر هم مشکلی نخواهید داشت. صندلی عقب یا بهتر بگویم کاناپه عقب آنقدر نرم است که در صورت خرابی سیستم تعلیق هم شاید آنرا احساس نکنید.
دورتادور شیشههای کابین، بهوسیله زههای فلزی با نمای چوب پوشانده شده است که ظاهری لوکس دارند. نمای چوب زههای فلزی آنقدر دقیق طبیعی ساخته شده که با نگاه به آنها محال است متوجه فلزی بودنشان بشوید. در فضای جلوی کابین هم سادگی خاصی دیده میشود. فرمان قهوهای رنگ با 3 شاخه منقش به آرم قدیمی شورولت، ستونی بلند دارد که از کف خودرو خارج میشود. در آن دوران فضای کابین جلو را فقط داشبورد و صندلیها تشکیل میدادند و خبری از کنسول میانی نبود. به همین دلیل فضای کابین جلو کمی خالی به نظر میرسد. در سمت چپ فرمان، 4 نشانگر میزان سوخت، باتری، دمای آب و دمای روغن دیده میشوند. از دور موتور خبری نیست و فقط یک نمایشگر دایرهای به شما سرعت را نشان میدهد.
یک شبکه گسترده در وسط داشبورد وجود دارد که ضمن ایجاد ارگونومی بین نمایشگر سرعت و یک قطعه دایرهای در سمت راست، هوای تازه از میان پرههای آن وارد کابین میشود. در واقع قطعه دایرهایشکل در سمت راست کاربردی ندارد و فقط برای ایجاد زیبایی و تناسب در کابین تعبیه شده. دکمههای روشن و خاموش کردن چراغها، ساسات و راهاندازی برف پاککنها نیز در بخشهای مختلف کابین نصب شدهاند. استایل مستر دارای پیشرانهای به حجم 3.5 لیتر یا 216.5 اینچ مکعب است. این پیشرانه 6 سیلندر خطی بنزینی میتواند به کمک یک کاربراتور تک دهانه، 90 اسببخار نیرو تولید کند. همچنین گیرباکس مورد استفاده در آن از نوع 3 سرعته دستی است. سری فلیت مستر به عنوان مدل لوکستر ساخته میشد و به همین دلیل کابینی با پوشش باکیفیتتر و صندلیهای متفاوت داشت. فلیت مسترها به سری 2000 معروف بودند. سری 1500 هم که مدل ارزانتر بود همان استایل مستر است.
در سفری که با این خودرو در خلال یکی از برنامههای کلاسیک به منطقه لواسان-افجه داشتیم، دیدن استایل مستر با این هیبت و شکل و شمایلش در پیچهای منتهی به لواسان، صحنهای بود که برای دیدن آن باید 67 سال به عقب باز میگشتیم. انگار عکسهای سیاه و سفید آلبوم قدیمی رنگ و بوی تازهای گرفته باشند. انگار زمان به عقب بازگشته است. مردم با دیدن این خودرو در گرفتن عکس یادگاری با آن درنگ نمیکردند. استایل مستر حتی از خودروهای لوکس و اسپرت گرانقیمت خیابان هم بیشتر مورد توجه مردم بود. خودرو به راحتی با دنده 2 پیچهای لواسان را پشت سر میگذاشت. بدون شک پر نفس بودن پیشرانه بیحکمت هم نبود. زیرا کاربراتور با لوازم نویی که از آمریکا تهیه شده بود سرویس شده است و شمعها نیز همگی نو هستند. جالب آنکه باتری خودرو 6 ولت است و در عوض آمپر بالایی دارد. هیچ صدای اضافهای از زیر یا درون کابین خودرو شنیده نمیشد. البته قطعات زیربندی، بوشها، لاستیکهای لبههای درها، ترمزها و چند قطعه دیگر با نمونههای نو که از آمریکا خریداری شده است جایگزین شدهاند و این بیصدایی کمخرج هم نبوده است. حتی لاستیکهای دور سفید آن از آمریکا خریداری شده و هر حلقه از آنها حدود 320 دلار هزینه در بر داشته است. آنچه که بیش از ارزش مادی این خودروها باید مورد توجه قرار گیرد، ارزش معنوی و زحماتی است که برای نگهداری آنها کشیده میشود. شایسته است مسئولین امر با نگاهی ویژه به این خودروها و رفع موانع شماره گذاری، بیمه و… به اشاعه فرهنگ نگهداری خودروهای کلاسیک کمک کنند زیرا این خودروها و حتی موتورسیکلتها، خاطرات شیرین مردم را زنده میکنند و این موضوع خود به تنهایی بسیار ارزشمند است.
دیدگاه خود را بنویسید