افسانه ای در دل تراژدی / ماجرای مرسدس بنز 300SLR اولنهاوت (گران ترین اتومبیل جهان)

پیش ار این در مورد فراری 250GTO به عنوان گران قیمت ترین اتومبیل جهان مقاله ای منتشر کردیم و به این بهانه سری به ماجرای تولید و تاریخچه اش زدیم. استقبال از این مقاله و جابجا شدن رکورد گران ترین اتومبیل جهان ما را بر این داشت که بار دیگر سراغ یک افسانه برویم و با مرور سرگذشتش شما را شگفت زده کنیم. پس در ادامه با ماجرای مرسدس بنز 300SLR اولنهاوت همراه باشید. این اتومبیل در حال حاضر ارزشمندترین وسیله نقلیه ایست که تاکنون در یک حراجی معامله شده و به عقیده نگارنده، افسانه ایست که از دل یک تراژدی سر بر آورده!


سوگلی فراری!/ معرفی فراری 250GTO هایی که با قیمت نجومی فروخته شدند


گزارش اختصاصی پایگاه خبری رسمی جوان خودرو

مرسدس بنز 300SLR به تازگی توانسته عنوان گران قیمت ترین اتومبیل جهان را از فراری 250GTO برباید و از آن خود کند. تا پیش از این 2 دستگاه مرسدس بنز 300SLR کوپه معروف به اولنهاوت در موزه مرسدس بنز نظر بازدیدکنندگان را به سوی خود جلب می کردند. یکی از این 2 دستگاه با تودوزی قرمز رنگ و دیگری با جزییاتی متفاوت و کابین آبی رنگ جلب توجه می کردند.

اما در ماه می سال 2022 میلادی یکی از این 2 دستگاه 300SLR در یک حراجی خصوصی اتومبیل های کلاسیک که با دعوت تعداد محدودی از کلکسیونرها برگزار شده بود، به قیمت 135 میلیون یورو (143 میلیون دلار) فروخته شد و توانست عنوان گران قیمت ترین اتومبیل جهان و یکی از ارزشمندترین کالاهایی که تا کنون در یک حراجی فروخته شده را از آن خود کند.

تا کنون نام خریدار این اتومبیل گران قیمت منتشر نشده، اما در همان روزهای بعد از انجام شدن معامله، نشریه ای وابسته به یک شرکت بیمه اتومبیل های کلاسیک ادعا کرده بود که خریدار از نام های مشهور صنعت خودرو در بریتانیا است. مرسدس بنز می خواهد با پول فروش این اتومبیل صندوقی تاسیس کند تا توسط آن به ادامه تحصیل جوانان کمک کند. جوانانی که می خواهند در رشته هایی با محوریت کاهش آلودگی هوا تحصیل کنند و برای این کار نیاز به کمک هزینه دارند.

این تنها یک روایت عامه پسند و فراگیر از معامله یک اتومبیل گران قیمت بود. تا با نگاهی به برچسب قیمت و حواشی پیرامون آن چند دقیقه ای چشمانتان درجه شود و هیجان زده شوید. اما این همه ماجرا نیست و نمی توان به 300SLR تنها به عنوان یک کالا گران قیمت و آنتیک نگاه کرد. این اتومبیل در حقیقت یک اثر هنری به شمار می رود که رادولف اولنهاوت در دهه 50 میلادی خلق کرده و اگر بدانید چه داستانی پشت این اتومبیل گران قیمت نهفته است، بی شک با دید دیگری به آن نگاه خواهید کرد.


خلاصه ماجرا اینجاست که مرسدس بنز پس از حادثه ای تاریخی که در مسابقات اتومبیلرانی 24 ساعته فرانسه معروف به لمنز رخ داد، تا حدود 40 سال از این مسابقات کناره گیری کرد. بعد از این تصمیم، 2 شاسی اتومبیل مسابقه ای 300SLR در کمپانی بلا استفاده مانده بود. آدولف اولنهاوت تصمیم گرفت نسخه خیابانی مرسدس بنز 300SLR را روی این 2 شاسی توسعه دهد و در نهایت 2 نسخه کوپه از 300SLR خلق شد که یکی از آن ها در تملک آقای اولنهاوت (طراح اتومبیل) بود و به صورت روزانه از آن استفاده می کرد.

اصل ماجرا

در دوران پس از جنگ جهانی دوم، خودروسازان برای اثبات توانایی‌های خود و بازگشت به ‌روزهای خوش پیش از جنگ، حضور در پیست‌های اتومبیلرانی را بهترین راه‌حل می‌دیدند. همین رویکرد باعث شد تا در آن سال ها مسابقات اتومبیل مختلفی در اروپا برگزار شود. مسابقات مهمی که هنوز هم روایت هایشان میان علاقه مندان اتومبیل دهان به دهان می شود. جالب است بدانید در دهه 50 میلادی بود که رقابت‌های فرمول 1 تاسیس شد. اما همچنان رقابت‌های استقامت همچون Mille Miglia و لمنز جایگاه ویژه ای میان علاقه مندان داشتند و بسیار معتبر بودند. بسیاری از اتومبیل هایی که این روزها ارزش بالایی دارند و در میان سایر اتومبیل های کلاسیک معروف هستند، در آن سال ها پایه ثابت این مسابقات بودند. از جگوار، آستون مارتین، مرسدس بنز، مازراتی و فراری مدعیان اصلی رقابت های اتومبیل‌رانی در آن دوران باد می شود.

اما در مسابقه لمنز سال 1955 همه این خودروسازان بهترین ساخته های خود را برای حضور در مسابقه 24 ساعته آماده کرده بودند تا توانایی های خود را به رخ رقبا بکشند. مرسدس بنز با 300SLR در این رقابت شرکت کرده بود. این اتومبیل که در همان سال برای اولین بار به دنیای اتومبیل‌رانی معرفی شده بود، با استفاده از دانش مرسدس بنز در تولید خودروهای اسپرت سری 300 شکل گرفته بود. 300SLR از بدنه‌ای منیزیومی بهره می برد و به همین دلیل بسیار سبک بود. وزن پایین با قدرت 310 اسب بخاری پیشرانه دست به دست هم داده بودند تا این اتومبیل یک اعجوبه در زمان خودش لقب بگیرد.

مرسدس بنز 300SLR در همان سال توانست قهرمانی رقابت‌های Mille Miglia در ایتالیا را نیز از آن خود کند ضمن آنکه حضور پررنگ و قدرتمندی در رقابت‌های قهرمانی جهان نیز داشت. وزن پایین و قدرت بالای این اتومبیل دست به دست هم می دادند تا 300SLR بتواند به مرز سرعت‌ 300 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. همه چیز در مورد این اتومبیل هیجان انگیز و جالب بود به جز وضعیت ترمزها! ترمزها توان ایستادن جلوی عملکرد عجیب این هیولا را نداشتند و نمی توانستند 300SLR را مهار کنند.

در آن دوران استفاده از ترمزهای دیسکی هنوز چندان رایج نشده بود و تقریبا تمام اتومبیل ها، حتی اتومبیل های مسابقه‌ای از ترمزهای کاسه‌ای استفاده می‌کردند. این به معنی پایین بودن توان ترمز آن ها نبود. اما مشکل آنجا بود که ترمزهای کاسه ای به سرعت داغ می‌کردند و توان خود را از دست می دادند. این در حالی بود که ترمزهای دیسکی راحت تر خنک می شدند و در بازه زمانی طولانی تری می توانستند بهترین عملکرد خود را به نمایش بگذارند.

در این میان جگوار که با مدل D-Type در رقابت‌ها شرکت می‌کرد از سایرین جلوتر بود. این اتومبیل که در سال 1954 معرفی شده بود، از ترمزهای دیسکی بهره می‌برد و توان ترمزگیری اش به طور قابل ملاحظه ای بالا بود. مهندسان دایملر برای اینکه روی جگوار را در رقابت ها کم کنند، ایده استفاده از ترمزهای هوایی را مطرح کردند که مورد تایید مدیران وقت دایملر قرار گرفت. این ترمز در ساختار خود از یک صفحه فلزی در پشت اتومبیل بهره می برد. این صفحه فلزی با فرمان راننده به صورت عمودی در می آمد تا به متوقف کردن 300SLR کمک کند.

با تمام این ها، بیست و سومین دوره رقابت های لمنز در 11 ژوئن سال 1955 آغاز شد.


روز فاجعه

از آغاز آن مسابقه شوم  مشخص بود خودروهای فراری، جگوار و مرسدس بنز رقابت بسیار نزدیکی خواهند داشت و تقریبا در بیشتر زمان مسابقه، رقابت سایه به سایه دنبال شد تا یکی از هیجان‌انگیزترین رقابت‌های فصل رقم بخورد. مرسدس بنز با 3 دستگاه 300SLR در رقابت‌ها شرکت کرده بود و با حضور فانجیو افسانه‌ای که 2 عنوان قهرمانی جهان را در اختیار داشت و هم‌تیمی‌اش استریلینگ موس، امید اول قهرمانی بود.

یکی دیگر از مرسدس بنزها را Pierre Levegh فرانسوی می راند که پیش از این در فرمول یک هم سابقه رانندگی داشت. او هرچند در مقابل هم‌تیمی‌هایش چندان مشهور نبود اما در سال 1952 به مدت 23 ساعت به‌تنهایی در لمنز رانندگی کرده بود و در نهایت نیز به دلیل مشکل مکانیکی رقابت را ترک کرد تا یکی از رکوردداران در این رقابت‌ها باشد. لازم به ذکر است شماره اتومبیل های مرسدس بنز در این رقابت 19، 20 و 21 بود و اتومبیل شوم این رقابت هم 300SLR شماره 20 با رنندگی لونژ بود.

به رقابت بازمی‌گردیم، جایی که در دور 35 مسابقه و در ساعت 6:26 دقیقه، لونژ با خودروی شماره 20 پشت جگوار به رانندگی مایک هاوتورن می‌راند و پشت سرش نیز فانجیو را می‌دید. در این لحظه خودروها به سرعت در حال عبور از منطقه پیت استاپ بودند که راننده جگوار بعد از سبقت از خودروی آستین هیلی 100 که کندتر از سایرین بود، تابلوی تیم مستقر در پیت استاپ را دید که از او می‌خواستند برای سوخت‌گیری به پیت استاپ بیاید. او با توجه به فشردگی خودروهای پشت سرش و میزان سوخت باقی مانده در باک باید تصمیم می‌گرفت که یک دور دیگر ادامه دهد یا اینکه همان زمان توقف کند. اما متاسفانه راننده جگوار راه دوم را انتخاب کرد و اینجا بود که فاجعه آغاز شد.

جگوار به‌شدت ترمز کرد و به دلیل برخورداری از ترمزهای دیسکی قدرتمند به سرعت متوقف شد و به این ترتیب درست در مقابل آستین قرار گرفت. در پشت سر او آستین که همچون سایرین از ترمز کاسه‌ای استفاده می‌کرد متوجه این اتفاق شد ترمز کرد اما لانس مکلین، راننده آستین مطمئن بود نمی‌تواند اتومبیلش را متوقف کند. در میان دود لاستیک‌های جگوار، او برای جلوگیری از برخورد با این خودرو، بدون آنکه متوجه پشت سرش باشد به سمت چپ منحرف شد و اینجا بود که فاجعه شکل گرفت.

لونژ سوار بر مرسدس بنز در مسیر مستقیم پیست در حال رانندگی با سرعتی نزدیک به 270 کیلومتر در ساعت بود و قصد داشت آستین هیلی را یک دور کامل پیست پشت سر بگذارد که ناگهان آستین هیلی در میان دود غلیظ لاستیک‌ها با انحراف به چپ در مقابل او قرار گرفت. فرصتی برای استفاده از ترمز هوایی نبود و بدتر از آن اینکه به دلیل عرض کم پیست فضایی هم برای فرار از تصادف نبود. همین شد که مرسدس بنز به‌شدت به آستین هیلی برخورد کرد. شدت تصادف به حدی بود که 300SLR از هم پاشید و قطعات آن به همراه بدنه به میان جمعیتی که در کنار پیست قرار داشتند پرتاب شد!

در چنین سرعتی حتی یک قطعه کوچک هم می‌تواند کشنده باشد اما قطعات جدا شده مرسدس حتی شامل تکه های بزرگی همچون اکسل و درب موتور هم می‌شد. بسیاری از تماشاچیان در دم جان باختند. اما بدتر از همه این ها، آتش‌سوزی اتومبیل مرسدس بنز بود. آتش شعله ور شده از باک بنزین به سرعت بدنه منیزیومی را به یک گوی گداخته تبدل کرد. آتش‌نشانان که تا به حال تجربه خاموش کردن منیزیم آتش گرفته را نداشتند، برای خاموش کردن آتش از آب استفاده کردند. اما منیزیوم در واکنش با آب بیشتر شعله‌ور شد و اتومبیل مرسدس بنز تا چند ساعت پس از فاجعه هم چنان می‌سوخت. در این اتفاق، 83 نفر از تماشاچیان به‌علاوه راننده مرسدس بنز جان باختند و بیش از 120 نفر نیز زخمی شدند.


کناره گیری مرسدس بنز از مسابقات

در این میان جگوار به سلامت از حادثه عبور کرد و فانجیو که در پشت این تصادف بود نیز توانست سالم بماند و به مسیر خود ادامه دهد. مسئولین برگزاری، مسابقه را ادامه دادند. بعدها مسئولین برگزاری که به‌شدت به دلیل این تصمیم سرزنش می‌شدند عنوان کردند اگر مسابقه تعطیل می‌شد، حضور 300 هزار تماشاچی در خیابان‌ها راه عبور آمبولانس‌ها را سد می‌کرد. پس از مخابره شدن خبر تصادف به هیات مدیره دایملر، مدیران شرکت به سرعت در اشتوتگارت تشکیل جلسه دادند و در نهایت هشت ساعت بعد تصمیم گرفتند که برای احترام به قربانیان از مسابقه خارج شوند. دایملر از جگوار هم درخواست کرد که به خاطر این حادثه از رقابت خارج شود. البته جگوار این پیشنهاد را نپذیرفت. به این ترتیب در حالی که فانجیو پیشاپیش سایرین می‌راند و امید اول قهرمانی بود، به دستور مدیر تیم رقابت را ترک کرد و در نهایت هاتورن، راننده جگوار که عامل اصلی این تصادف بود قهرمان رقابت شد. هرچند مطبوعات فرانسه به سردی از او استقبال کردند.

در جست و جوی مقصر اصلی

پس از وقوع این تصادف، بحث‌های زیادی در مورد مقصر مطرح بود. هرچند به دلیل اینکه این حادثه ناگوار مجموعه ای از اتفاقات و اشتباهات بود، در نهایت هیچ‌کس نتوانست به‌طور قطع مقصر این حادثه را تعیین کند. بسیاری مقصر اصلی این حادثه را هاوتورن، راننده جگوار می‌دانند که با ترمز ناگهانی خود باعث بروز این اتفاق شد. هرچند تیم جگوار برای سوخت‌گیری به او پیغام داد، اما هاوتون می‌توانست یک دور دیگر پیست را طی کند و سپس برای سوخت‌گیری به جایگاه برود. ولی او تصمیم اشتباهی گرفت و بلافاصله پس از دیدن علامت تیم، توقف کرد. هرچند خود او هیچ‌گاه این تقصیر را نپذیرفت و از نظر قانونی هم نمی‌شد او را مقصر دانست. البته در چنین شرایطی مسائل اخلاقی هم تعیین کننده است و همه چیز قانون نیست.

در کنار این، عدم توجه به ایمنی از سوی برگزارکنندگان نیز یکی دیگر از عوامل این فاجعه بود. منطقه پیت استاپ در پیست لمنز درست در نقطه آغاز مسابقه قرار داشت، جایی که عرض کم پیست همواره امکان بروز تصادف میان خودروهایی که از پیت استاپ خارج می‌شدند یا خودروهایی که قصد داشتند وارد پیت استاپ شوند را با خودروهایی که در جریان مسابقه بودند به وجود می‌آورد. این مطلب را تصاویری که از ابتدای مسابقه برداشته شده است به‌خوبی مشخص است. به‌علاوه ایمنی تماشاچیان نیز در آن دوران به هیچ عنوان جدی گرفته نمی‌شد. اگر تماشاچیان فاصله بیشتری با پیست داشتند این تصادف قطعا تلفات کمتری داشت. ضمن آنکه هیچ حائل مناسبی نیز میان تماشاچیان و پیست وجود نداشت تا مانع از پرتاب قطعات خودرو به جایگاه شود. در آن دوران حتی حضور تماشاچیان بعد از مسابقه در پیست امری عادی بود!

پیست لمنز نیز یکی دیگر از دلایل این حادثه بود. وقتی در دهه 20 میلادی این رقابت‌ها آغاز شد، اتومبیل ها در مسیر مستقیم به‌زحمت به سرعت بیشتر از 100 کیلومتر بر ساعت دست پیدا می‌کردند. اما در دهه 50 اتومبیل های شرکت‌کننده می‌توانستد حدود 300 کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرند. این پیشرفت در حالی اتفاق افتاده بود که پیست لمنز تغییرات زیادی را نسبت به 30 سال قبل تجربه  نکرده بود.

از یکی دیگر از عوامل مهم چنین سانحه هایی می توان به عدم توجه به اتومبیل های شرکت کننده اشاره کرد. بیشتر تمرکز مدیران تیم‌ها بر روی سرعت بیشتر  و سبک کردن اتومبیل ها بود. بدون اینکه برای توقف و استحکام بدنه آن‌ها فکری بشود. در همین سانحه اگر نماینده استین از ترمزهای قوی‌تری برخوردار بود شاید می‌توانست توقف کند و به چپ منحرف نشود. در آن زمان راننده‌ها از کمربند ایمنی استفاده نمی‌کردند و از کابین ایمن نیز خبری نبود. در آن دوران همه به دنبال هیجان مسابقه بودند و کمتر توجهی به ایمنی در ساخت اتومبیل ها و به‌طور کلی رقابت‌ها دیده می‌شد. پس از این تصادف سهمگین، تغییرات مهمی در جهت ارتقاء ایمنی رقابت‌ها ایجاد شد.

لاماری ایلیا ایساکو تعمیرگاه تخصصی بهنام کرمان موتور آمیکو مدیران خودرو

نظر شما !!